Home / ۱۳۸۶ / فروردین (page 4)

Monthly Archives: فروردین ۱۳۸۶

گلبانک

كرامات نورانيهلا روز و شب فاني چشم تودلم شد چراغاني چشم توبه مهمان، شراب عطش مي‌دهدشگفت است مهماني چشم توبنا را بر اصل خماري نهادز روز ...

Read More »

نسیم

شكوفه نوجواني كه سر به «هوا»ست، خورشيد به او مي‌خندد. آن مرد كه آمد، عشق آمد، مهر آمد، و... صبح آمد. پرستوي جانم، بوي بهار را زودتر از ...

Read More »

ساقه‌های نیاز

مهدي جان!اي كاش مي‌دانستم چشمان پاك كدامين خاك حضور سبز تو را به تماشا نشسته است و بر نرمي قدم‌هايت بوسه مي‌زند. مولاي من! اي كاش ...

Read More »

سلام بر تو

و... و آسمان كبود بود.ستاره‌ها به رقص خون درآمدند.كسي نگفت: عاشقان مرگ! صبح‌تان بخير!چقدر حرف، ميان سر، و نيزه‌هاي آتشين، ميان ترد ...

Read More »

ماه‌ترین

شب از نيمه گذشته، اما خواب همچنان از چشمانم گريزان است. نسيم سحري هر از گاهي مي‌وزد و اشك‌هايم را از مژه مي‌تكاند و بر صورتم جاري ...

Read More »