Home / سایر موارد / تنزیل

تنزیل

 گفتند وزن و قافیه تعطیل میشود
قحطی استعاره و تمثیل میشود                      
قوت گرفت شایعه، میگفت بعد از این
هر صورتی به آینه تحمیل میشود
حتی خبر رسید که از سردی هوا
گلدسته چند ثانیه قندیل میشود

تنزیل

گفتند وزن و قافیه تعطیل میشود

قحطی استعاره و تمثیل میشود                      

قوت گرفت شایعه، میگفت بعد از این

هر صورتی به آینه تحمیل میشود

حتی خبر رسید که از سردی هوا

گلدسته چند ثانیه قندیل میشود

پرگار تا نود درجه رفت ناگهان

مژده: شعاع دایره تکمیل میشود

یک حوریه به قالب انسان حلول کرد

از این حلول هر چه که تشکیل میشود

در مصرعی خلاصه کنم حرف خویش را:

زهرا به قلب فاطمه تنزیل میشود

از آن شبی که روی زمین کرده ای نزول

هر آیه با شئون تو تحلیل میشود

تو چشمه ی شگفتی و انجیر میدهی

تحریف قطره های تو انجیل میشود

گاهی درخت میشوی و میوه های تو

خامش غذای سفره ی جبریل میشود

تو سیب میشوی و تو را میل میکند

سرخی گونه هاش که تکمیل میشود

تو میشوی خدیجه و او با وجود تو

حس میکند به آمنه تبدیل میشود

وقتی شما شدی نخ تسبیح قطره ها

هم مشرب فرات، لب نیل میشود

وقتی تو ای الهه ی دریا غضب کنی

ماهی بالدار، ابابیل میشود

طفل تو مبدا همه ی اتفاقها ست

هر سال با حسین تو تحویل میشود

این شعر را ببخش اگر " تو " زیاد داشت

خانم، غزل، بدون "تو " تعطیل میشود

چهل سال                                                     

ای حضرت مونث در جمع مردها

ای نازک شکستنی اینجا کجا شما؟

ای سیب نو ظهور، نزول شما بخیر

خوش آمدید از سفر از باغ از خدا!!

اوقات زیر سایه ی طوبا چطور بود؟

اینجا جهنم است نپرسید حال ما

چهل سال منتظر شده یک مرد بی پسر

از شاخه ات بچیند و بی هیچ ادعا…

..حالا که تشنه میشودت چشمه میشوی

وقتی گرسنه میشودت میشوی غذا

نه ماه صبر کردی و نه سال زندگی

نه سال عاشقی کن و این بیست و هفت را

یک سفره کن به وسعت باغ فدک، زمین

دعوت کن از تمام اهالی روستا

یکتایی و بدون مثل، مثل هیچکس

مثل علی – که شوهرتان – مثل مصطفا

تو با ظهور این دو نفر مو نمیزنی

خانم بگو شما یکی هستید یا سه تا؟

هم بوی یاس داری و هم بوی سیب و به

میخواستم ببویمت ای گل جدا جدا

هر روزنورمیخورد از چشمهایتان

سیاره ی گرسنه، خورشید ناشتا

تو کار خانه میکنی اما بدون دست

بر خاک راه میروی اما بدون پا

خسته شدیید از این همه کثرت از این نزول

خسته شدید از تو و من، او، شما و ما

تاول زده است دست شما خاک بر سرم

دستاس را بمن بده خانم چرا شما؟

آیا کسی بدون وضو دست زد به تو؟

ای سیب، گونه های تو سرخ از حیا چرا؟

من پهلوی تو هستم و تو چشمهای من

من ضربه میخورم و تو باقی ماجرا…

رضا جعفری

About admin

Check Also

پاییزی که رفت …

بارانزمینی خشک و سرد آسمانی سیاه و سنگین ابرهایی پراکنده پاییزی که از دست رفت! و بارانی که قرار بود ببارد...بیا حضرت باران!...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *