Home / مقالات / معارف اسلامی / انبیاء و اوصیاء الهی / مدارای پیامبر اعظم(ص) و نابردباری یهودیان

مدارای پیامبر اعظم(ص) و نابردباری یهودیان

یهودیّت در حجاز
یهودیان را از آن‌رو یهودی می‌خوانند که منتسب به یهودا، فرزند
حضرت یعقوب(ع) هستند؛ یا آنکه «یهود» اسم قبیله یا شهری بوده است.
یهودیان در زمان بعثت، به صورت نیمه گسترده‌ای در سرزمین حجاز حضور داشتند. تمرکز آنان، چنان‌که یعقوبی اشاره می‌کند، بیشتر در منطقه یثرب و یمن بود. از برخی از منابع به دست می‌آید که برخی از طایفه‌های بزرگ یثرب از «اوس» و «خزرج» نیز به دلیل همنشینی با یهود در محلّه‌های «خیبر» و «بنی‌قریظه» یهودی شدند. مسعودی نیز به تمایل عرب به دین یهود اشاره کرده است.

 

در اینکه آنان چگونه در حجاز سکونت گزیدند، از سوی دانشمندان و مورّخان، حدس و گمان‌هایی ذکر شده است؛ ۲ امّا از قرآن کریم، می‌توان چنین استنباط کرد که یهودیان بر اساس کتب دینی‌شان، دریافته بودند که به زودی در این مکان، پیامبری جدید ظهور می‌کند و به همین سبب، به این سرزمین مهاجرت کردند. قرآن کریم در آیات متعدّدی اشاره می‌کند که اهل کتاب (یهود) نسبت به پیامبر شناخت داشتند؛ چنان‌که می‌فرماید: «الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِیقاً مِّنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛ ۳ کسانی که به ایشان کتاب [آسمانی] داده‏ایم همان گونه که پسران خود را می‏شناسند، او [= محمّد] را می‏شناسند و مسلّماً گروهی از ایشان حقیقت را نهفته می‏دارند و خودشان [هم] می‏دانند.»
از این آیه شریفه و آیات مشابه استفاده می‌شود که یهودیان با شناخت و آگاهی کامل از ظهور پیامبر اکرم(ص) در مدینه حضور پیدا کردند.

شناخت یهود نسبت به پیامبر اعظم(ص)
به تصریح قرآن کریم، یهود، پیامبر(ص) را می‌شناختند؛ همان‌گونه که فرزندان خود را؛ امّا به خاطر حسادت و لجاجت، این شناخت هیچ‌گاه آنان را به حقیقت و راه راست رهنمون نساخت؛ بلکه آنان همواره کتمان حق می‌کردند: «لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ»۴
یهودیان از دشمنان بسیار لجوج و حسود پیامبر اعظم(ص) بودند. قرآن کریم این عدّه را در کنار مشرکان، سرسخت‌ترین دشمنان نسبت به مسلمانان معرفی نموده است: «لَتَجِدَنَّ أشَدَّ النّاسِ عَدَاوَۀً لِلَّذینَ آمَنُوا الیَهُودَ وَ الَّذینَ أشْرَکُواّ»۵ یکی از مهم‌ترین علل درگیری‌های یهود با پیامبر اعظم(ص) حسادت آنها نسبت به آن حضرت بود. یهودیان نسبت به پیامبر اکرم(ص) حسادت می‌ورزیدند؛ زیرا آن حضرت از بنی‌اسرائیل نبود؛ بلکه از نسل حضرت اسماعیل و حضرت ابراهیم(ع) بود؛ چنان که کعب بن اسد، رئیس بنی‌قریظه خطاب به یهودیان گفت:
ای طایفه یهود! در این موقع (در جنگ با پیامبر) به محمّد ایمان آوریم. به خدا سوگند! بر تمام شما روشن است که این همان کسی است که بشارت او در کتاب شما آمده است و چیزی جز حسادت مانع متابعت ما از او نشده است؛ زیرا این پیامبر از نسل بنی‌اسرائیل نیست.۶

دشمنی یهود نسبت به پیامبر اعظم(ص)
از دیدگاه قرآن کریم، یهودیان را نمی‌توان با مسیحیان با یک نگاه واحد مورد ارزیابی قرار داد. مسیحیان از نظر قرآن کریم، اهل تلاوت کتاب الهی، سجده و مؤمن به خدا و روز قیامت و تمایل به اسلام بودند؛ در حالی که یهودیان متعصّب، لجوج، فتنه‌انگیز و پیمان‌شکن بودند و همواره با پیامبر اکرم(ص) از سر عناد و لجاجت رفتار می‌کردند و در پی از بین بردن اساس دین اسلام بودند. بنابراین، این دو گروه از اهل کتاب را نمی‌توان یکی پنداشت. تفاوت یهودیان و مسیحیان را خداوند متعال در آیه‌ای به صورت شفّاف و روشن بیان می‌نماید و یهودیان را سرسخت‌ترین دشمنان اسلام به شمار می‌آورد.۷

برخوردها و جنگ‌های روانی یهود
مخالفت‌های گسترده یهودیان، هم مخالفت‌های روانی را شامل می‌شود و هم مخالفت‌های نظامی و عملی را در بر می‌گیرد. مهم‌ترین برخوردهای روانی آنها بر ضدّ پیامبر اعظم(ص) بدین شرح است:

۱٫ منحرف کردن افکار و تلبیس حقّ و باطل
یکی از شیوه‌های خطرناک جنگ روانی، منحرف کردن افکار از موضوع اصلی و مشغول کردن اذهان عامّه به مسائل فرعی و حاشیه‌ای است.
در عصر پیامبر(ص)، یهود از این شیوه استفاده می‌کردند.
آنان پرسش‌هایی را مطرح می‌نمودند؛ امّا نه با انگیزه تحقیق در صدق رسالت و کشف حقیقت بلکه برای اشکال‌تراشی و خلط حقّ و باطل. پرسش‌های آنان مربوط به اصل و ماهیّت دعوت پیامبر(ص) نبود؛ بلکه آنان از موضوعاتی سؤال می‌کردند که ارتباطی به دعوت نداشت و اساساً در شأن پیامبر نبود. این پرسش‌ها در واقع، برای تشویق در افکار عامّه و اذهان توده‌های مردم و مشغول ساختن آنها به مسائل فرعی و حاشیه‌ای و منحرف کردن افکار و اندیشه‌ها از مسائل اصلی مطرح می‌گردید.
ابن اسحاق با اشاره به حسادت یهود، نسبت به پیامبر اعظم(ص)، می‌نویسد: آنان پیوسته سؤالاتی از روی لجبازی و عناد از پیامبر می‌پرسیدند و در تلبیس حقّ و باطل می‌کوشیدند. در قرآن کریم، آیات فراوانی در پاسخ به سؤالات یهودیان نازل شده است.۸ برای نمونه، ‌یهودیان می‌گفتند: ای محمّد! برای ما از آسمان کتابی بیاور که آن را بخوانیم. نهرهایی برایمان جاری ساز تا تو را پیروی کنیم و به تو ایمان بیاوریم.۹
با توجّه به خواسته آنان، خباثت‌های یهودیان در جنگ روانی علنی با پیامبر گرامی(ص) آشکار می‌شود. آنها اگر کتاب آسمانی می‌خواستند، مگر قرآن، کتاب الهی و آسمانی نبود؟ مگر پیامبر با این معجزه جاوید خود، با آنان و کفّار تحدّی ننمود؟ با این حال، آنان نهرهای جاری نیز می‌طلبیدند. روشن است که انگیزه آنها از این خواسته‌ها، چیزی جز منحرف کردن اذهان عمومی مردم از موضوع اصلی ‌و مهمّی که پیامبر(ص) برای آن برانگیخته شدند، نبود.
توحید و پرستش خدا و ادّعای نبوّت و راهنمایی بشر و به سعادت رساندن مردم، ربطی به ساختن نهرها و جویبارها ندارد. هدف از طرح این گونه سؤال‌ها و درخواست‌ها صرفاً این بود که اذهان عرب را نسبت به مسائل مادّی تحریک کنند و در سرزمین‌هایی که خشک و تفتیده بود و به شدّت به آب نیاز داشت، این مسائل به راحتی می‌توانست مردم را به بیراه