Home / سایر موارد / آرامش

آرامش

حتّی تو را با استکان‌ها فال می‌گیرم
حتّی سراغ از خوشه‌های کال می‌گیرم

نام تو را با هر زبان و لهجه می‌پرسم
حتّی جواب از مردمان لال می‌گیرم

تو نیستی امّا نشان سرزمینت را
یاد از پرستوهای خونین بال می‌گیرم

زنجیر عشقت بسته پایم را ولی عمری‌ست
جان از صدای رقص این خلخال می‌گیرم

در هر کجای دور این دنیای پُر سرسام
آرامش از این عشق بی‌جنجال می‌گیرم

از نذرهای بی‌تو ماندن … نه ملالی نیست
من حاجتم را با همین منوال می‌گیرم…
سودابه مهیجی

About admin

Check Also

پاییزی که رفت …

بارانزمینی خشک و سرد آسمانی سیاه و سنگین ابرهایی پراکنده پاییزی که از دست رفت! و بارانی که قرار بود ببارد...بیا حضرت باران!...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *