Home / مقالات / معارف اسلامی / اخلاق و احکام / تقوا و درمان بیماری های روحی

تقوا و درمان بیماری های روحی

نگاهی به درونمایه و محورهای سوره ی حج
سیاق آغازین سخن در (آیات ۱-۷) وجدان آدمی را با به تصویر کشیدن لحظات سخت وقوع رستاخیز، به شدتّ تکان می دهد، سپس در دومین سیاق، آیات سوره ی حج، با هدف گسترش روحیه ی ترس از خدا، هراسهای رستاخیز را برای ما به تصویر می‌کشند.

 

شاید پارسایی و تقوا، از اهدافی باشد که تمامی سوره های قرآن را محقق ساخته‌اند، مگر اینکه بازتابهای تقوا بر زندگی، گوناگون است. هنگام بررسی چارچوب عمومی سوره ی بقره اینگونه سخن رفت که آیات آن، بیان رنگ و رسمی را که خداوند برای امّت مسلمان نهاده و در تقوا جلوه گر می‌شود، عهده دار شده‌اند. سوره ی حج کمابیش، تأکیدی است بر این رنگ و رسم، چه، این سوره با فرمان دادن مردم به پارسایی و یادآوری مناسک حج و واجبات جهاد، آغاز شده، با بیان خصوصیات امّت اسلامی پایان می پذیرد.
لیک سوره حج، که مفسران در مکّی یا مدنی بودن و یا فرودآمدنش در هر دوی این شهرها همسخن نیستند، از دیدگاه من با سوره ی بقره در این تفاوت دارد که داوری دل در برابر بیماری های غفلت، ستیزه گری، نادانی و دورویی است و نیز بهانه هایی را که انسان برای گریز از مسؤولیت بدان پناه می‌برد، بَر می رسد؛ بهانه هایی همانند: تردید رواداشتن، آرزو کردن، گردن نهادن به پرستش بتها و ترس از سرکشان و هراس از شکست در برابر آنها.
پروردگار چگونه با آیات این سوره، آن بیماریها را درمان می‌کند؟ و چگونه نهاد آدمی را از بهانه هایی که پرهیزگاری را مانع هستند، پاک می‌گرداند؟
در آنچه که خواهد آمد، با هم حقایقی را خاطرنشان می‌شویم که از اندیشمندان در آیات این سوره، که شکوه و بزرگی در آن موج می زند، الهام گرفته می‌شود.
در آغازِ این سوره با نکاتی تکان دهنده روبه رو می‌شویم که باورهای انسان را زیر و زبر می‌کند؛ انسانی که بی پروا در گمراهی فرورفته، از سرنوشت وحشتناکی که در روز رستاخیز او را انتظارمی‌کشد، غفلت دارد.
سپس در (آیات ۸-۱۴) سیاق سخن، توجیهی کهنه و نو را بررسی می‌کند، که نفس بشری برای گریز از بزرگی مسؤولیت و سترگی جزا، بدان پناه می‌برد… این توجیه، ستیزه ورزی در پیرامون پروردگار بدون دانش و آگاهی و تردید در برانگیخته شدن است، بدین اعتبار که کاری ناشدنی به شمار می آید.
پس از یادآوری به اینکه پروردگار بر زنده ساختن مردگان تواناست، این آیات حالت ستیزه گری و جدالِ بدون دانش و آگاهی و ایمان آوردن در حدّ حرف را بررسی می‌کند، در این گونه حالتها، آدمی در پی رسیدن به منافع زودگذر است و قرآن او را هشدار می دهد که در دنیا و آخرت بازنده است.
سیاق قرآنی در آیات (۱۵-۲۲) ما را به گمراهی کسی رهنمون می‌شود که می پندارد پروردگار، او را در دنیا و آخرت یاری نمی‌کند یا حاکم به حقِّ آسمانها و زمین نیست، در حالی که خداوند هرچه اراده کند به انجام می رساند و همو است که میان مردمان، با تمام اختلافاتی که دارند، داوری می‌کند.
(آیات ۲۳-۲۹) پاداش مؤمنان و کیفر کافران، به ویژه کسانی را که از راه مسجدالحرام جلوگیری می‌کنند، بیان می دارد و می‌گوید مسجدالحرام همان خانه ای است که ابراهیم (علیه السلام) آن را برپا داشت و بر مسلمانان واجب است برای خشنودی پروردگار به سوی آن روی آورند.
از بزرگترین حکمتهای عبادت حج، انتشار و گسترش روح تقوا در دل آدمی است که از ناپاکی های شرک پاک گردد. این کار از رهگذر یادنمودن خدا، اطعام درمانده ی مستمند، و زدودن آلودگی از بدن صورت می‌گیرد.
سخن گفتن از حج، اینگونه از (آیه ۲۶) آغاز می‌گردد و با بیان جنبه ی مهمی از تقوا ادامه می‌یابد؛ این جنبه ی مهم، بزرگداشت مقررات خدا و گرامیداشت شعایر اوست. سپس آیه از پلیدی بتها نهی می‌کند و فرمان می دهد آن را از رهگذر حنیف بودن، که پاکی و خلوص معنا می دهد، ردّ کنیم.
گرامیداشت شعایر خدا در حقیقت حاکی از پاکی دلهاست، همانگونه که (آیات ۳۰-۳۵) به آن اشاره دارد. هدف از قربانی کردن، توسعه ی تقوا و ارتقای آن از رهگذر یاد کردن نام خدا بر قربانیهاست. خداوند برای هر اُمّتی، مناسک و آیین هایی مشخص ساخته، تا بر نعمتهایی که آنان را داده، نامش را یاد کنند.
بالاترین مرتبه ی تقوا، فروتنی در برابر خداست، سیاق سخن در (آیات ۳۶-۳۷) صفات کسانی را یادآور شده، که از ترس خدا فروتنی می‌کنند، همچنین صبر، برپاداری نماز و انفاق را نیز یاد کرده است.
قرآن از رهگذر (آیات ۳۸-۴۱) جهاد را یادآور شده که دژ مقدسات و سپر مقررات است. پیوند پایداری میان حج (که به جهاد ناتوانان نامبردار است) و جهاد وجود دارد؛ آیا هدف هر دو برتری بخشیدن به سخن حق نیست؟ یکی با آرامش و دیگری با دفاعی خونین؟
شاید اجازه برای جهاد در سیاق این آیات، برای کامل کردن جنبه های تقوا باشد تا گمان نرود معنای تقوا، گوشه نشینی، در لاک خود فرورفتن و رهبانیت است. عموماً اینکه به نظر می رسد که این آیات، آیات برتر این سوره باشند.
سیاق قرآنی در (آیات ۴۲-۵۱) توجیه شیطانی دیگری را بررسی می‌کند.
این توجیه آن است که: دروغ انگارانِ رسالتهای الهی، گمان می‌برند تأخیر در آمدن عذاب الهی، گواه آن است که پروردگار آنان را به فراموشی سپرده، در حالی که شایسته است در زمین بگردند تا سرنوشت پیشینیان خویش را درنگرند؛ که خداوند فرصتشان داد، سپس با قدرت تمام، برگرفتشان و این در حالی بود که بندگان شایسته را در نعمتهای ظاهری و باطنی خود، فرو برد. گردش بر روی زمین به حال کسانی که در تخطئه ی آیات خدا می‌کوشند و به خیال خود عاجز کننده ی خدا هستند، سودمند نیست، آنان با آیات خدا ستیز می‌کنند و آن را به چالش می‌کشند، لیک عذاب سختی برای آنان است.
قرآن حکیم از رهگذر (آیات ۵۲-۵۷) بشر را از آرزوهای دور و دراز که زمینه ی وسوسه های شیطانی است، بهبودی می‌بخشد. خداوند، پیامبران را یاری می‌کند و القاءات شیطان را محو می‌گرداند، سپس آیات خود را استواری می دهد. بر ما بایسته است تا آرزوهای دور و دراز را از رهگذر آیات قرآن کنار بگذاریم تا آزمونی برای ما نگردد.
امّا دلهای بیمار و بی رحم، از القاءات شیطانی به هنگام آرزوکردن، استقبال می‌کنند و از راه راست، گمراه می‌شوند. کافران نیز همواره در تردیدند و به عذابی سخت گرفتار می آیند.
آیات قرآن، عهده دار بررسی بهانه ی شیطانی دیگری است که همان یأس و نومیدی است، آن هنگام که انسان می پرسد: کار برای خدا و مطالبه ی حقوق از دست رفته، چه سودی دارد؟
آری، کسانی که در راه خدا مهاجرت کرده، در برابر سرکشی ها از جان خویش دفاع نموده‌اند، خداوندشان یاری می رساند و هیچ چیز در آسمانها و زمین نمی تواند پروردگار را عاجز گرداند، آیا او همان پادشاهِ بی نیاز، ستوده، رؤوف و مهربان نیست؟ و او نیست که زنده می‌کند و می میراند؟ (آیات ۵۸-۶۶)